معلم شهید انقلاب

سه شنبه 30 خرداد 1396 02:49

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: دیگران ، عکس ها ، جملات کلیدی ،


درباره شریعتی گفتن سخت است و مشکل، اما اگر بخواهی او را در یک جمله خلاصه کنی می توان گفت او معلم شهید انقلاب بود. روحش شاد .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 30 خرداد 1396 02:53

شرمندگی ما در شب قدر

چهارشنبه 24 خرداد 1396 23:39

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یا الله ، یادداشت ها ،


به قلم محسن دیناروند؛

 شب قدر زیباست، آنقدر که نمی‌توان گفت چقدر؟ شب قدر بزرگ است، آنقدر که نمی‌توان گفت چقدر؟ شب قدر سودمند است، آنقدر که نمی‌توان گفت چقدر؟ شب قدر، پر است از نعمت و فراوان است از رحمت الهی، آنقدر که نمی‌توان گفت چقدر؟

شب قدر، زیبایی‌اش، بزرگی‌اش، سودمندی‌اش، صفایش، برکتش، خوبی‌‌هایش رحمت‌هایش و نعمت‌هایش را نمی‌توان کامل و تمام کرد از آن جهت که وسعت این سفره عظیم الهی، گستردگی‌اش بی‌اندازه است و فهم انسان نه به آن قدرت است و نه به آن گستردگی، و آری به راستی «وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ» (۲/قدر).

و یکی از آن بی‌‌‌نهایت، شرمندگی است، لطفا تعجب نکنید، آری درست خوانده این شرمندگی. شب قدر فرصتی را پیش روی ما می‌گذارد که به با خود واقعی امان مواجه می‌شویم. واقعتی که اساسا ماهیتی تلخ دارد و نتیجه‌ای شیرین!

در این شب دوستی را می‌یابیم که اساسا هیچ دوستی جز او برای ما نیست، طبیبی می‌یابیم که اساسا هیچ طبیبی جز او برای ما نیست، پاسخ دهنده‌ای می‌‌یابیم که هیچ پاسخ دهنده‌ای برای ما جز او نیست، یار دلسوزی می‌یابیم که اساسا یار دلسوزی جز او برای ما نیست، فریادرسی، راهنمایی، مونسی،

مهربانی و صاحبی می‌یابیم که اساسا همه این‌ها برای ما جز او نیست. «یَا حَبِیبَ مَنْ لا حَبِیبَ لَهُ / یَا طَبِیبَ مَنْ لا طَبِیبَ لَهُ / یَا مُجِیبَ مَنْ لا مُجِیبَ لَهُ / یَا شَفِیقَ مَنْ لا شَفِیقَ لَهُ / یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ / یَا مُغِیثَ مَنْ لا مُغِیثَ لَهُ / یَا دَلِیلَ مَنْ لا دَلِیلَ لَهُ / یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ / یَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُ / یَا صَاحِبَ مَنْ لا صَاحِبَ لَهُ/ » (فراز ۵۹ دعای جوشن کبیر) و ما می‌فهمیم، البته اگر که بخواهیم که بفهمیم که ما الله را همو که همه چیز ماست را فراموش کرده‌ایم در عملمان و رفتارمان و کردارمان و چه مصیبتی بالا‌تر از اینکه غرق در دنیایی شده‌ایم بی‌آن حقیقت محض؟ گناه می‌کنیم، گناه‌مان را توجیه می‌کنیم و توجیه امان را لباس دین می‌پوشانیم و این مصیبت مطلق است.

اگر بخواهیم بفهمیم این مصیبت و تلخی عظیم را فرصتش همین شب قدر است و دقیقا از همین فهم به شرمندگی می‌رسیم که اساسا شرمندگی نشانه درک محیط دور از خدایی است که خودمان برای خودمان از دنیایمان ساخته‌ایم.

 

وقتی در شب عظیم قدر قرآن بر سر می‌گیریم باید بفهیم برای قرآن چه کرده ایم؟ در راه شناخت قرآن و در راه عمل به آنچه گامی برداشته‌ایم؟ چه کرده‌ایم؟ ما مسئولیم در برابر شناخت و عمل به قرآن برای خودمان و جامعه امان و هیچ دلیلی برای سلب این مسولیت نیست. «رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله: ألا کُلُّکُمْ راعٍ و کُلُّکُم مَسؤولٌ عن رَعِیَّتِهِ».

و آنگاه که در این شب عزیز قسم می‌دهیم خدا را به معصومین (علیه السلام)، تمام تاریخ اسلام بر پیش روی ما قرار می‌گیرد از آغاز بعثت تا برسد به سختی‌ها و دشواری‌های بعد از رحلت پیامبر اعظم اسلام (ص)، از واقعه عاشورا بگیرید تا دوران غیبت حضرت حجت (عج)! یادمان می‌آید برای حفظ اسلام چه سختی‌هایی بر معصومین ما و بر امت اسلام رفته است و در این میانه، ما کجا ایستاده‌ایم؟ و برای محافظت از این اسلام عزیز چه کرده‌ایم؟ آیا اسلام را درست آنگونه که هست دریافته‌ایم؟ و آنگونه که باید نشر داده ایم؟ آیا برای رسیدن به این فهم، عمل و نشر تلاشی به قدر اکتفا انجام داده‌ایم؟ با نه! نشته‌ایم و تنها و تنها حرف زده‌ایم و حرف و همه‌اش حرف و باز هم حرف ویا شاید هم در جهت عکس رفته‌ایم. اینجاست که شرمندگی ما در مقابل خدا، معصومین (علیه السلام) و تاریخ اسلام ادامه می‌یابد.

ولی اکنون مسئولیت ما هنوز خاتمه نیافته است. ما هنوز هستیم و به مناسبت این بودن در برابر خدا و آیندگان مسئولیم و از برای همین ما اکنون باید به یک تحول عظیم، یک جهش مترقی و افتادن در یک راه درست دست یابیم. و این راه، چه راهی می‌تواند باشد جز بازگشت از این مرداب و راه یافتن به مسیر راست و ایمن الهی؟ بازگشتن به سوی خدا زیبا‌ترین اتفاق ممکن است برای انسان هاست، رسیدن به جایی که خدا دوستت داشته باشد و تبدیل شدن از ناخالصی‌ها و ناپاکی‌ها به یک انسان پاک و چه چیزی شیرین‌تر از این برای ما؟ «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ» (۲۲۲/ بقره)

منظور از بازگشتن به سمت خدا، یک توبه فیلمی، سنتی، تکراری، بی‌روح، بی عمل و از سر عادت نیست که اگر چنین باشد گرفتار‌تر می‌شویم در مرداب.

 نه! بازگشتن به سمت خدا یعنی اینکه می‌خواهیم انسانی مفید در حد وسعمان و توانمان باشیم برای خدا، توبه یعنی می‌خواهیم کاری بکنیم در راه دین واعتلای جامعه دینی خودمان، باید کاری کنیم. هر کس در حد توانش و به یقین هیچ کس در راه خدمت به دین خدا بی‌توان نیست. وسرانجام این بازگشت

حقیقی به سوی خدا فقط و فقط نیکی، روشنایی و خوشبختی است و اما نرفتن به این راه زیبا چه سرنوشتی می‌تواند داشته باشد؟ به یقین هر اتفاقی بیافتد با خوشبختی و نیکی قابل جمع نیست و این چیست جز عذابی سخت از سوی پروردگارمان برای انسان‌هایی که سراب را به دریا ترجیح می‌دهند.  «وَأَنِ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُم مَّتَٰعًا حَسَنًا إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى وَیُؤْتِ کُلَّ ذِى فَضْلٍۢ فَضْلَهُۥ ۖ وَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنِّىٓ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍۢ کَبِیرٍ» (۳/ هود)

«و اینکه: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید؛ سپس بسوی او بازگردید؛ تا شما را تا مدّت معیّنی، (از مواهب زندگی این جهان،) به خوبی بهره‌مند سازد؛ و به هر صاحب فضیلتی، به مقدار فضیلتش ببخشد! و اگر (از این فرمان) روی گردان شوید، من بر شما از عذاب روز بزرگی بیمناکم!»

خدایا به ما آن شرمندگی را ببخش که به سوی تو برگردیم و ما را آن توبه‌ای ببخشای که حقیقت را با آن دریابیم. (الهی آمین)


برای خوانش همین مطلب در خبرگزاری محترم فرارو لطفا اینجا کلیک کنید




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شب قدر ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 خرداد 1396 23:43

ترور محکوم است

شنبه 20 خرداد 1396 17:56

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: انقلاب اسلامی ، عکس ها ،











دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ترور محکوم است ،
آخرین ویرایش: شنبه 20 خرداد 1396 18:06

ما و سلام های نماز

چهارشنبه 17 خرداد 1396 08:54

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: عترت و حدیث ، یادداشت ها ،
 
 

به قلم محسن دیناروند


سلام هیشه سرآغاز ارتباط هاست؛ در همه ی فرهنگ ها ، ملیت ها، نژادها و در همه ی انسان ها با هر سلیقه ای و هر سطح فکری و اخلاقی، این سلام است که آغازگر ارتباط هاست و در این مسئله هیچ شک و تردیدی هم نیست ولی به نماز که می رسیم به یک مورد جالب بر می خوریم و آن همین است که نماز در پایان کار است.

اینک سوال دقیقا همین جاست که چرا سلام نمازهای ما آخر است و نه اول؟

آیا مورد عجیبی رخ داده ؟ آیا اشتباهی شده؟ آیا کارکرد سلام فرق کرده؟ پاسخ این سوال ها همه «نه»  است؛  این آخر بودن سلام های نماز نه عجیب است و نه اشتباه و موجب تغییر کاربرد سلام شده ، بلکه این مورد فقط یک اتفاق خوب است که حال ما را اگر دریابیمش را بهتر می کند.

بله ! سلام های نماز درست مثل هر سلامی دیگر آغازگر ارتباط ماست و نه پایان!

آغاز ارتباط با چه کس و کسانی؟ این سلام ها آغازگر  ارتباط ما با پیامبر اعظم اسلام(ص)، گروه مسلمین که خود ما هم از همین گروهیم، با بندگان صالح خدا که ان شالله میان این گروه هم باشیم و سلام به همه ی انسان ها.

و حالا چرا آخر نماز؟ پاسخ این است که اگر بدانیم این سلام ها آغاز ارتباط ماست جواب روشن می شود. بله خدا حواسش به ما هست. در نماز با خدا ارتباط مستقیم داشته ایم، حالا که نماز تمام می شود و می خواهیم از از حال خوب جدا شویم باید کجا برویم چرا که هر ارتباطی که تمام می شور ارتباطی دیگر جایش می آید.

نماز در آستانه تمام شدن است، رابطه مستقیم ما با خدا در حال تمام شدن است، کجا باید برویم که امنیت سلام را حس کنیم؟  در گروه خدا باقی بمانیم ؟ و حالمان همچنان خوب و خوش بماند؟ کجا؟ پیش چه کسی و چه کسانی؟

اینجاست که خدا ما را تنها نمی گذارد و حواسش همچنان جمع ماست، ما را در پایان نماز یاری داده، راهنمایی کرده و گفته به این ها سلام کنید و تا فرصت نمازی دیگر و ارتباط با من با این ها در ارتباط باشید، در کنار اینها ، در پناه من خواهید بود. و اینچنین است که سلام نماز در پایان نماز آمده که ما بدانیم در این دنیا برای در پناه خدا بودن بایدکجا باشیم و کجا حالمان را خوب نگه داریم و همچنان خدایی باشیم.

بعد از نماز با اهدای سلام ارتباطمان با پیامبر اعظم اسلام(ص) شروع می شود و همچنان با مسمانان و بندگان صالح و همه انسان ها.

این چهار سلامِ نماز به ما یادآوری می کند و می آموزد راه درست زندگی، برقراری ارتباط با این چهار گروه است و هر کدام به طریقی.

ما با چه کسی ارتباط می گیریم؟ با آشنا ها ارتباط برقرار می کنیم دیگر، با غریبه ها که کاری نداریم. خب این که ما می خواهیم با رسول خدا ارتباط بگیریم لازمه اش این است که بشناسیمش. نه فقط اسمش را بلکه رسمش را هم. ببینیم پیامیر خدا(ص) چه کرده؟ چه گفته ؟ و از ما چه می خواهد ؟ تا بدانیم چه کنیم که یک ارتباط خوب و سازده با ایشان داشته باشیم.پس باید دنبال شناخت حضرتش باشیم.

اینجا یک نکته مهم هم دارد و آن اینکه اینجا پیامبر تنها نیست و سر گروه یک جمعیت است. جمعیتی که تحت عنوان اهل بیتش(ع) شناخته می شود. لذا  وقتی می گوییم باید با آشنایی، با ایشان، ارتباط داشت منظورمان گروه پیامبر(ص) است که اهل بیتش (ع) در آن هستند. آیه ی مقدس «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ...»(نساء/ 59) و حدیث شریف «أنا صِراطُ اللّه المُستَقیمُ»  و آیات و روایات بسیار دیگر ، خود بیانگر روشن این مطلب است.

در  سلام دوم «من» معنی ندارد، یعنی نه به توجه به خود. اینجاهم پای گروه مسلیمین در میان است. باید حواسمان به اعضای این گروه باشد ، در همه سطوح اجتماعی و با هر سلیقه سیاسی و با هر نژادی و سنی و جنسیتی از همه لحاظ.

و سلام سوم به ما می گوید باید به کدام سمت رفت و چه گرایشی داشت. آری عزیزان باید به سمت صالح بودن رفت و به صالح شدن رسید.هدف اسلام هم تشکیل یک جامعه صالح است نه فقط تعداد اندکی افراد صالح، و جامعه ای که صالح باشد و چه چیز بالاتر و بهتر از همین؟

اما وظیفه ما فقط این نیست که بنشینیم و با خودمان کار داشته باشیم. اسلام اینجاست که انسان دوستی اش را و حقوق بشرش را به رخ می کشد، در سلامِ چهارم نماز! سلام به همه ی انسان ها! و علاوه بر اینها سلام به همه ی انسان ها از جهت معرفی ایشان و تلاش برای گرایش ایشان به اسلامِ عزیز است  در کمال احترام به آزادی انسان ها.

پس می توان سلام های نماز را یک برنامه ی کامل و راهبردی برای ما به عنوان جامعه ی اسلامی در نظر گرفت.

و اینک باید به این موضوع فکر کنیم که ما با  این برنامه ی رهبردی چگونه ایم؟ آیا فقط به خواندن اذکار بسنده می کنیم و دیگر همین؟ یا نه! با تفکر و تلاش به این برنامه عمل می کنیم و به آن پایبندیم؟ آیا در خواندن اذکار متوقف می شویم و وضع خود و جامعه را اینگونه که هستیم می پذیریم یا با تکیه به همین برنامه، به اصلاح امور خود و جامعه ی خود می پردازیم؟

عزیزان! با همین سلام های نماز است که به خدا می رسیم و بی شک نمازی که مقدمه اش ارتباط با آن کسانی است که خدا خواسته و اجرای برنامه ی متکی بر سلام های نماز باشد سازنده زندگی ماست .


خوبان! آنچه که به آن رسیده ام به تحقیق و تجربه آاین است که تفکر دربتاره ی سلام نماز در اوقات دوری امان از نماز  موجب ترک گناهان است  چراکه در این اوقات می دانیم در محضر که هستیم و چگونه می توان به گناه حتی فکر کرد چه رسد به عمل ؟


برای خوانش همین مطلب در خبرگزتاری محترم الف لطفا اینجا را کلیک کنید!




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ما و سلام های نماز ، یادداشت ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 خرداد 1396 23:35

ترجمه دعای جامع أَللَّهُمَّ أدخِل عَلَی أَهلِ القُبُورِ السُرورَ

یکشنبه 14 خرداد 1396 23:49

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: ترجمه ،



با سلام. برای مشاهده عکس در اندهزه اصلی لطفا به ادامه مطلب بروید. با تشکر.


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: دعا ، ترجمه ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 14 خرداد 1396 23:54

أَللَّهُمَّ أدخِل عَلَی أَهلِ القُبُورِ السُرورَ

یکشنبه 14 خرداد 1396 17:29

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: ترجمه ،


یا الله


با سلام و عرض ارادت



در این روزها و شبهای مبارک دعایی سفارش شده که بعد از هر نماز بخوانیم ، دعایی است بسیار بسیار جالب، فراگیر و جامع . اگر بدانیم در روایات، جهت تسریع در استجابت دعا سفارش به این شده ایم که قبل از دعا کردن برای خودمان ، دیگران را بر خویش مُقَدَم بداریم یعنی ابتدا دیگران را دعا کنیم و سپس خودمان را ، این دعایی که در ادامه ذکر آن خواهد رفت دعای بسیار خوبیست به جهت فراگیر بودن و جامع بودنش برای اینکه قبل از هر دعایی بخوانیمش و و چه خوبتر می شود اگر خواندن این دعا را مختص نکنیم  به ماه مبارک رمضان، بلکه بهره بگیریم از این دعا برای تمام روزها و شبهای سال.

در ادامه متن این دعا همراه با ترجمه ای که خودم از این دعا داشته ام را در مقابل دیدگان محترم شما قرار می دهم، باشد به توفیق همه ی ما.

«اَللّهمَ صَلّّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد»

أَللَّهُمَّ أدخِل عَلَی أَهلِ القُبُورِ السُرورَ

ای الله، عطا فرما بر مرده ها شادمانی را

أَللَّهُمَّ أغنِ کُلَّ فَقِیرٍ

ای الله، توانگر فرما همه ی تهی دست ها را 

أَللَّهُمَّ أشبِع کُلَّ جائِعٍ

ای الله، سیر فرما همه ی گرسنه ها را

أَللَّهُمَّ اکسُ کُلَّ عُریَانٍ

ای الله، بپوشان همه ی برهنه ها را 

أَللَّهُمَّ اِ قضِ دَینِ کُلِّ مَدِینٍ

ای الله، اَدا فرما بدهیِ همه ی بدهکارها را 

أَللَّهُمَّ فَرِّج عَن کُلِّ مَکروبٍ

ای الله، آسوده و راحت فرما همه گرفتارها را

أَللَّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَرِیبٍ

ای الله، بازگردان (به وطن خود) همه ی غریب ها را

أَللَّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أَسِیرٍ

ای الله، آزاد فرما همه ی حبس شده ها را

أَللَّهُمَّ أصلِح کُلَّ فَاسِدٍ مِن امورِ المسلمینَ 

ای الله، اصلاح فرما از امور مسلمان ها همه ی  ضرر ها را

أَللَّهُمَّ اشفِ کُلَّ مَرِیضٍ 

ای الله،  بهبودی بِبَخشا همه ی بیمارها را

أَللَّهُمَّ سُدَّ فَقرَنَا بِغِنَاکَ

ای الله ، جبران فرما به بی نیازی خودت، نیازمندی ما را

أَللَّهُمَّ غَیِّر سُوءَ حَالِنَا بِحُسنِ حَالِکَ

ای الله، تغییر فرما به آن حال خوبی که تو می خواهی حال بد ما را

أَللَّهُمَّ اِقضِ عَنَّاالدَّینِ وَ أَغنِنَا مَنَ الفَقر

ای الله، بپرداز قرض ما را  و بی نیازمان فرما و بَردار از ما تهی دستی را .

إنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ  قَدِیرٍ

  که تو (ای الله) بر همه ی امور توانایی

 

«اَللّهمَ صَلّّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد»

نکاتی درباره ترجمه : همراهان ارجمند و گرامی ام لازم به نظر می رسد چند نکته ای رو در باب ترجمه ارائه کنم:

یک: در ترجمه های متفاوتی که از متون اسلامی از عربی به فارسی شده تا جایی که مطالعه کرده ندیده ام که نام مبارک «الله» را در فارسی به «الله» ترجمه کنند و این حقیر برای اولین بار این گونه ترجمه کرده ام. لذا از اساتید و دوستانی که دسترسی دارند و می دانند که این ترجمه برای اولین بار نیست لطفا اطلاع بدهید تا متوجه شوم. البته اینکه الله به الله ترجمه شده است از این رو می باشد که نام مبارک الله اسم خاص خداوند است و معمول بر این است که اسم خاص ترجمه نمی شود.  

دو: سعی کرده ام ترجمه ساده و روان و قابل فهم باشد. به متن دعا وفادار باشم و در عین حال ترجمه زیبایی ارائه دهم.ان شا الله که موفق بوده ام.

سه:در ترجمه ی فوق عبارت ها مورد ترجمه قرار گرفته است نه لغات. برای مثال عبارت کل مریض به همه ی بیمارها ترجمه شده که مفهوم عبارت است و ترجمه لغت به لغت نبوده . ترجمه لغت به لغت کل مریض  می شود هر مریض. اما در ترجمه ی ارائه داده شده به جهت رعایت زیبایی کلام به همه ی بیمارها ترجمه شده که مفهوم عبارت تغییر نکرده.

چهار: منتظر نظر شما در مورد ترجمه هستم از باب نقد و  تصحیح. سپاسگزارم.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: دعا ، ترجمه ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 14 خرداد 1396 18:09

سلام شهر خدا

یکشنبه 7 خرداد 1396 06:19

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یا الله ، قرآن کریم ، عترت و حدیث ، یادداشت ها ، پیشنهاد ها ،

 

می ترسم از دوری اِمان از خدا ، از فاصله هایی که گرفته ایم ، از کینه ها، از بغض ها، از فقر ها، از دروغ ها ، از بدعت ها، از عادت ها، از بی فکری ها، از بی اخلاقی ها، از تبلیغ ها، از فریب ها، از تمسخرها، از تبعیض ها، از فساد ها، از تحقیرها، از حیله هایی می ترسم که اسمش را زرنگی گذاشته ایم و از حماقت هایی که اسمش را سادگی نهاده ایم می ترسم! از بی توجهی ها یمان به آنچه که باید و توجه امان به آنچه که نباید می ترسم! آری، می ترسم از تمام بی خدایی هایی که دچارش شده ایم!

رمضان که هست با آمدنش کمِ کمش که یک ماه رمضانی فایده اش این است که بیشتر از پیش خدایی می شویم؛ این است که بودن رمضان امیدوارم می کند و چه امیدواریِ خوبی است این رمضانِ کریم!

با همین رمضانِ عزیز می فهمیم که مسلمانی جریان دارد و با سلیقه های مذهبی و قومی و سیاسی مختلف هنوز هم که هنوز است پای خدا ایستاده ایم.

این یک حقیقت محض است که با رمضان خدایی تر می شویم، گناه کمتری می کنیم، نماز اهمیت بیشتری برایمان پیدا می کند، مخصوصاً نماز سر وقت، فقرا را بیشتر می بینیم، دروغ کمتر گفته می شود و ریا کمتر ، اخلاص بیشتر، دزدی کمتر و تقوای بیشتری را نظاره گَریم.

و رمضان ، کاش همه ی ماه ها بود... عزیزان! ما به رمضان محتاجیم! سخت محتاجیم به این ماه عزیز!

در رمضان همه ی چیزهای خوب هست و همه چیزهای بد نیست، رمضان قهرمان ماست، در رمضان دعا هست، نه فقط یک سری دعای فردی و خصوصی برای درد های شخصی، نه ! دعا هست برای همه ی مردم، چه مسلمان چه نه ، دعاهایی برای دردهای همه ی ما آدم ها، دردهای مشترک پنهان و پیدا.

در رمضان گام هایی هست که همه باید برداریم برای اصلاح خودمان و جامعه امان و اینگونه مبارزه با فساد کلید می خورد، آری در رمضان گام های زیادی می توان برداشت، گام هایی برای ترقی و صعود و رسیدن به همه ی چیزهای خوب و زیبا و دوست داشتنی.

در رمضان خدا هست، قرآن هست، نماز هست، روزه هست، تفکر هست، ایمان هست، تقوا هست، شهادت هست، مسلمانی هست، محمد(ص) هست، علی(ع) هست، فاطمه(س) هست، آری عزیز! در رمضان همه ی خوبی ها و خوب ها با هم جمع اند به مقدار بی نهایتشان برای میزبانی ما! اینجاست که ما، بله خودِ خودِ ما ارزش بسیار داریم چرا که میزبانی آنچان بزرگ میهمان کوچک نمی طلبد. عزیزان ! اینجاست که باید قدر انسان بودنی که داریم بدانیم و در مسیر انسان شدن و انسان ماندن قدم های استوار برداریم.

در رمضان شور ایمان بیشتر، آرامش اخلاص آبی تر، زیبایی بندگی نمایان تر و وحدت ما عیان تر می شود.

رمضان فقط یک ماه است و نه دو ماه و یا بیشتر و نه حتی یک روز از یک ماه بیشتر!

راستی چرا خداوندِ یکتای بی همتای عزیز، این ماهِ میزبانی  اش را فقط در همین یک ماه خلاصه کرده است و نه بیشتر؟

آنچه در پاسخ به نظرم می آید این است که خدا عبادتی و اخلاصی و میهمانی که رنگ عادت به خود بگیرد، پسندش نیست.

خداوند دوست دارد که انسان بدون هیچ عادتی دلبسته شود، ایمانش را نگه دارد و میهمانی راستین بماند و این هدف عالی رخ نمی داد مگر با همین یک ماه! ماهی که خدا به انسان طعم خوشِ انسان زیستن وبه رسم مسلمانی نفس کشیدن را می چشاند و خوشا به آن انسانی این مزه به دهنش خوش آید...

از سویی دیگر به نظر می رسد خدای عزیز با توجه به اصل اُلگودِهی رمضان را الگویی برای آشنایی با زیست اسلامی برای ما قرار داده است و از همین روست که ارزش حتی یک روز از این ماه بسیار بالاتر از هزاران ماه است.

همانطور که پیامبر ما یک نفر بود و ائمه ی اطهار ما هر کدام یک نفر بودند اما خداوند  حکیم آن ها را الگوی نیکوی ما برای نیک پروری ما قرار داد  و اینچنین است که وجود مبارک ایشان با وجود یک نفر بودنشان نه فقط به قدر همه ی انسان های دنیاست از اول تا آخر! بلکه بسیار فراتر از این حرف هاست که بتوان گفت و بتوان شنید!

عزیزان! رمضان الگوی ماست، از این رو باید آنچه را که می آموزیم در این ماه و هستیم ، ادامه دهیم و همانگونه که رمضانی می شویم، رمضانی بمانیم؛ اینگونه است که از رمضان بهره ی عالی و ممتاز برخواهیم داشت و آن وقت است که می فهمیم ماه رمضان به معنی حقیقی کلمه برای ما چقدر لازم و مفید است.  

پس عزیزان! بیاییم در سلامی که به این ماه عزیز داریم به وداع با آنچه که آموخته ایم فکر نکنیم که نتیجه این سلام دائمی چیزی جز خوبی، خیر، نیکی و سلامتی در همه ابعادش برای همه ی ما نیست و فراموشیِ این سلام و خلاصه کردن آموخته های رمضانِ مبارک در یک ماه ما را به مقصدِ مطلوب نمی رساند همین خواهیم شد که گرفتارش بوده ایم .

اینک سلام بر رمضان، سلام بر مبارکی این ماه، سلام بر رمضانِ خدا ...

سلام شهر خدا ...


برای خوانش این مطلب در خبرگزاری محترم الف لطفا اینجا را کلیک کنید.


برای خوانش این مطلب در خبرگزاری محترم فرارو لطفا اینجا را کلیک کنید.


برای خوانش همین مطلب در خبرگزاری محترم شفقنا لطفا اینجا کلیک کنید.


برای خوانش همین مطلب در خبرگزاری ملیت لطفا اینجا را کلیک کنید.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ماه مبارک رمضان ، سلام شهر خدا ، یادداشت ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 خرداد 1396 12:46

بازشناسی مفهوم انقلاب اسلامی

دوشنبه 1 خرداد 1396 12:02

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یادداشت ها ، انقلاب اسلامی ،

به قلم محسن دیناروند

بی شک انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین رویدادهای عرصه تاریخ جهان است. رویدادی که در سرنوشت‌های ما اثرات فراوان و مهمی داشته است. برای شناخت یک انقلاب، اولین نکته‌ای که باید به آن پرداخت مسئله‌ی مفهوم آن است؛ که در اینجا برآنیم تا به شناخت درستر و دقیق تری از مفهوم انقلاب اسلامی دست یابیم.

اهمیت شناخت مفهوم انقلاب اسلامی در موقعیت ما از جهت است که پس از گذشت چندین دهه از این رویداد مبارک به نظر می‌رسد گروه‌های مختلفی که شاید در یک جبهه سیاسی قرار هم نگیرند در تلاش هستند تا مصادره انقلاب اسلامی یک تعریفی به نسل‌های امروز و فردای ما از انقلاب اسلامی بدهند که احیانا نه تنها ربطی به انقلاب عزیز ما ندارد که در تضاد با آن است، تعریفی که منفعت گروه سیاسی خود را در آن می‌توان جست؛ و همین امر امکان دوری، جدایی و یا ضدیت کاذب را با انقلاب اسلامی فراهم آورد. از آن جهت می‌گویم کاذب که اگر با مفهوم صحیح انقلاب اسلامی مواجه باشیم قطعا کمتر کسی از آن دوری خواهد گزید و بیشتر به آن گرایش و علاقه دارند.

از این جهت است که این حقیر به عنوان یک انقلابیِ جوان از نسل‌های امروز به دور از وابستگی‌های سیاسی به گروهای مرسوم امروز به منظور شناخت انقلاب اسلامی که به آن اعتقاد کامل دارم، می‌خواهم به بازشناسی مفهوم انقلاب اسلامی با زبانی ساده و دقیق و البته خلاصه بپردازم و امیدوارم گامی موثر در شناخت انقلاب اسلامی به خودم و هم نسلانم و جامعه ام بردارم.

برای شناخت مفهوم انقلاب اسلامی باید به ریشه‌های پیدایش آن، مبانی آن و روش پیدایش آن و نیز نحوه تداوم آن پرداخت.

مطالعه تاریخ انقلاب اسلامی به ما این نکته مهم را اعلام می‌کند که مهمترین ریشه پیدایش انقلاب نارضایتی بیش از حد از وضعیت کنونی جامعه در آن زمان است. چه چیز موجب این نارضایتی بزرگ شده است؟ آنچه مسلم است و پیداست این است که شاید علل اقتصادی تاثیرگذار بوده، اما قطعا دلیل اول، اصلی و مهم این نارضایتی‌ها نبوده است.

مقابله و ضدیت نظری و عملی پهلوی‌ها با مفاهیم، آموزه ها، فرهنگ، احکام و اخلاق و حتی ظواهر اسلامی چیزی نیست که بتوان انکارش کرد. این مقابله‌ها و ضدیت‌ها آنقدر آشکار بود که مفهوم حکومت طاغوت یعنی حکومت غیر خدا بر پیشانی رژیم شاهنشاهی بچسبد و این مسئله تا آنجا پیش رفت که ناضایتی‌ها به میدان عمل آمد و به اعتراض عمومی تبدیل شد و این اعتراض‌ها به انقلاب رسید چرا که فساد و ضدیت شاه با اسلام عزیز تا حدی بود که نمی‌شد به اصلاح آن پرداخت و نیاز به یک دگرگونی اساسی و جا به جایی در تمام ارکان قدرت احساس می‌شد.

بنا بر این می‌توان گفت که آن ریشه اصلی که درصد بیشتر و قابل توجهی از پیدایش انقلاب اسلامی را از آن خود کرده همین ضدیت و خالی بودن حکومتِ قبل از مفاهیم و معارف اسلامی است. از همین جا می‌توان دریافت که مبنا و اساس انقلاب بزرگ ما مبانی اسلامی است و دست بر قضا این امر آنقدر واضح و روشن است که حتی در آغاز راه نیز واژه‌ی اسلامی با انقلاب پیوند خورده است که می‌گوییم انقلاب اسلامی نه چیز دیگر.

گفتیم که مفاهیم، معارف، آموزه‌ها، احکام و اخلاق اسلامی اصلی‌ترین رکن انقلاب اسلامی را شکل داده است، اما در بین باید پرسید کدام اسلام؟ در طول تاریخ مسلمانان نگاه‌های متفاوت و حتی متضادی از اسلام داشته اند و لذا مهم است که دریابیم آن اسلامی که انقلاب عزیز ما به آن تکیه دارد کدام است؟ پاسخ به این پرسش به ما که ادامه دهنده‌ای این انقلاب هستیم کمک می‌کند به ما با استحکام، توجه و تلاش بیشتری در مسیر مانایی و تداوم انقلاب اسلامی گام برداریم و به پیش برویم.

شناخت اسلام ناب محمدی (ص) که اسلام انقلابی همین است می‌توند به ما کمک کند تا در پیچ و خم‌های مسیر گامی را به خطا نگذاریم و در راه‌های انحرافی و در دره‌ها و پرتگاه‌های سخت نیافتیم؛ و هر عملی را با این مبنا و میزان بسنجیم و مسیر درست را از غلط بشناسیم و مهمتر اینکه بشناسانیم.

اسلام ناب محمدی (ص)، اسلامِ تندروی نیست، همانطور که اسلامِ تفریط هم نیست. اسلامِ اعتدال است. اسلامِ خشونت نیست که اسلامِ مهرورزی است؛ اسلام تبعیض نیست که اسلامِ عدالت است، اسلام توزیع و گسترش فقر هم نیست که اسلام ثروتِ سالم است، اسلامِ فساد در همه ابعاد نیست که اسلامِ سلامت است در تمام زوایا؛ اسلام قدرت طلبی نیست و قدرت به هدف نگاه نمی‌کند که قدرت تنها و تنها وسیله‌ای است برای ضمانت اجرای مطلوب قوانین و برنامه‌های مفید برای جامعه. اسلامِ ناب، اسلام تفرقه نیست که اسلامِ وحدت است؛ اسلام ناب اسلامِ خودباختگی و وابستگی به بیرون چه غرب و چه شرق نیست بلکه اسلامِ خودباوری، پیشرفت و تعامل عزتمندانه و خرمندانه با دنیای خارج است. اسلامِ ناب، اسلامِ احترام به سلیقه‌ها و تفاوت هاست نه اسلام انحصار طلبی‌ها و خود خواهی ها.

نکته‌ی مهم اینجاست که توجه به این تفاوت‌ها می‌تواند انقلابیون راستین را از غیر آن جدا کند و هر حرکتی که در این مسیر نبود را به پای انقلابمان ننویسیم.

اگر کسی فساد کرد، تبعیض کرد، انحصار کرد، ظلم کرد و ... این‌ها نباید به پای انقلاب نوشته شود اگر بدانیم که انقلاب این نیست و انقلاب همان است که اسلام ناب محمدی هست.

انقلاب اسلامی چگونه متولد شد؟ با چه روشی؟ مردم ما در مقابل توپ و تانک و مسلسل‌ها و رگبار‌ها ایستادند، شکنجه‌های ساواک را و اخراج‌ها و ظلم‌ها را تحمل کردند، ولی از پای نایستادند و مقاومت کردند و پیش رفتند. انقلابیون دست به اسله نشدند، ولی دست به دست هم دادند و با وحدت در مقابل طاغوت ایستادند هم وحدت در مبانی و ایمان، هم وحدت در پیروی از رهبری و هم وحدت در اجتماع؛ و به این می‌گویند روحیه‌ی انقلابی.

نکته مهم دیگر در بازشناسی مفهوم انقلاب اسلامی و تفاوتش با سایر انقلاب‌های دیگر است، میل و گرایش مردم و انقلابیون به تداوم آن است. یعنی مانایی انقلاب اسلمی در طول تاریخ. به طوری که منِ جوان که سال‌ها بعد از آغاز انقلاب متولد شدم خود را انقلابی می‌دانم؛ و نسل‌های آینده هم همینطور. این امر در صوری ممکن است که انقلاب و انقبلابی گری را یک مسیر برای رسیدن به مقصدی بدانیم که آن مقصد همیشگی است لذا مسیرش هم همیشگی؛ لذا همیشه باید با فقر؛ فساد، تبعیض، ظلم، انحصار گرایی، تندروی و تفریط و .. مبارزه کرد و همیشه تلاش کرد به اسلام ناب محمدی برسیم. این تلاش هاست که به ما نشان می‌دهد تا چه مقدار انقلابی هستیم در حقیقت و یا چه مقدار دوریم از انقلاب؟

پس می‌توان به این تعریف از مفهوم انقلاب اسلامی رسید که: انقلاب اسلامی حرکتی مداوم با روحیه انقلابی در مسیر اجرای اسلام ناب محمدی (ص) در حکومت با حضور خود خواسته و آگاهانه مردم است.

برای خوانش همین مطلب در خبرگزاری محترم فرارو لطفا اینجا را کلیک کنید



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: انقلاب اسلامی ، یادداشت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1396 12:05

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

دوشنبه 1 خرداد 1396 11:38

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: عترت و حدیث ، عکس ها ،



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ظهور ، مهدویت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1396 11:41