غصه ی عاشورا

پنجشنبه 24 فروردین 1396 16:01

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: عترت و حدیث ، شعر ها ،


سلام

وفات حضرت زینب (سلام الله علیها) رو تسلیت می گم. شعری رو تقدیم به ایشون سرودم که در ادامه آن را در مقابل دیدگان شما قرار  می دم:





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 16:04

عید ولادت امام علی و روز پدر

سه شنبه 22 فروردین 1396 14:27

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: عترت و حدیث ،



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مناسبت ها ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1396 19:34

دلبستگی های خوشایند

دوشنبه 21 فروردین 1396 09:47

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یادداشت ها ،

یا الله

 

انسان است دیگر، آدم آهنی که نیست، دلبسته می شود. از دلبستگی،  نه می توان فرار کرد و نه اصلا می شود که فرار کرد.

انسان ها، همه  دلبسته می شوند،گاهی می دانیم و گاهی هم نمی دانیم که دلبسته ایم اما دلبسته ایم. می توانیم دلبستگی را برای انسان ذاتی بدانیم. همه دلبسته ایم و آنهایی هم که فریاد بی دلبستگی سر می دهند در بهترین حالتی که می توان در موردشان تصور کرد این است که نمی دانند دلبستگی اشان چیست؟  ویا دست به انکارش می زنند درست مثل معتادی که انکار میکند اعتیادش را و یا دروغ می گوید که اینها خودش دردهای بزرگی است که انسانها دلبسته اند و حتی اویی که خود را دل نبسته می پندارد، لااقل به همین دلنیستگی  دلبسته است.

پس ما انسان ها چه بخواهیم، چه نخواهیم دلبسته می شویم؛ این درست است که می پنداریم در این جهانی که هستیم هر چیزی خوب دارد، بد هم دارد، مثال معروفش هم  چاقوست. چاقوی بُرنده هم می تواند از بین ببرد، هم می تواند جراحی کند و موجب ادامه حیات را فراهم کند. پس دلبستگی هم خوب و بد دارد مثل همه ی کارها و چیز های دنیا.

متاسفانه ما انسان ها دلبستگی های خطرناکِ فراوانی  داریم و البته خیلی هم خنده دار. ما گاهی دلبسته یک مداد هم می شویم و جانمان وابسته به جان مداد می شود!

دلبسته دنیاییم! زندگی می کنیم برای پیشرفت دنیایمان،  راه می رویم برای پیشرفت دنیایمان، حرف می زنیم برای پیشرفت دنیایمان، خراب میکنیم، می سازیم، می فروشیم، می خَریم، می خوریم، نقشه می کِشیم، داد می زنیم ، جان می کَنیم برای پیشرفت دنیایمان!

«پیشرفت در دنیا» اصلا بد نیست ، خیلی هم خوب است. انسان آمده است تا پیشرفت کند، پیشرفت در ذات انسان است مثل دلبستگی. درد آن جاست که این پیشرفت می شود هدف نهایی برای ما!  و این امر موجب می شود تا از تلاقی این دو امر ذاتی یک مولود خطرناکی به نام «دالبستگیِ ناپاک» در وجود ما  شکل بگیرد و ما را محاصره کند.

این دلبستگی ناپاک ما به دنیا باعث می شود برای رسیدن به پیشرفت و ترقیِ امان ، برای اینکه هزارمان، دو هزار شود دروغ بگوییم ، ریا بَکَنیم، فریب بدهیم، نقش های بر آب بِکِشیم و هزار ناپاکی و ناراستی دیگری که همین یک ناپاکیِ دلبستگی که متولد می شود و دچارش می شویم.

آری اینچنین است که پیشرفت در دنیا امروز خطرناک است و خیلی هم خطرناک است ، خطرناک تر از آنچه که فکرش را می کنیم. این کینه ها ، این اختلاف ها، این قدرت طلبی ها و رفاه طلبی ها ، این جنگ ها وخون ریزی هاو  ماجرا جویی ها و خیلی ناراستی ها که می بینیم محصول همین هدف شدن پیشرفت است.

یک نوع دلبستگی خطرناک دیگری هم هست که خودمان هم گاهی از وجودش بی خبریم ! گاهی  دلبسته این می شویم که دنیا را دلبسته خود کنیم! حرف می زنیم، می نویسم، تشویق میکنیم و هزار تا کار خوب دیگر که حتی از انجامش خودمان هم تعجب می کنیم و حتی گاهی تمام قد مقابل خدا می ایستیم تا محبوب این دنیا شویم  و زهی خیال خام و باطل! در کل این مَد از دلبستگی از نوع اولش هم خطرناک تر است و مصیبتش هم بیشتر.

همه این دلبستگی های ناپاک و خطرناک است که موجب شده در روایات اسلامی گفته شود (رَأْسُ كُلِّ خَطِیئَةٍ حُبُّ الدُّنْیَا) سر منشأ تمام بدی ها و رذایل حب دنیاست!

این در حالی است که اسلام پیشرفت در دنیا را کاملا می پذیرد، اما این وسط چه کنیم؟ هم باید پیشرفت کنیم وهم  دلبسته ی دنیا نشویم، هم باید محبوب باشیم و هم دلبسته ی محبوبیت نشویم، پس راستی چه باید کرد؟ رسیدن به پاسخ درست این سوال حق ماست .  حق ماست دانستن راه پاک تا قدم هامان را با حضور در همان مسیر، پاک بَرداریم.

بی مقدمه اصل پاسخ را در یک کلمه خلاصه  می کنم «دلبستگی به خدا»؛

آری ای عزیز این است راه پاک  زیستن؛ مشکل ما در هدف ماست،هدف که خدا باشد دیگر وسیله هم پاک می شود.وقتی هدف دنیا باشد و دلبستگی ما فقط و فقط دنیا میشود و بس. و در این مسیر نه آرامشی و نه حتی پیشرفتی که آنچه می بینیم توهم پیشرفت است و نه پیشرفت.

این دلبستگی به خداست که آرامش می آورد که همانا ایمان داریم که «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» ؛ و چه ثروتی بالاتر از خدا؟

وقتی دلبسته خدا باشیم برای پیشرفتمان نه دروغ می گوییم ، نه ریا می کنیم، و نه دست به دامان هر خلاف دیگری می شویم. رویِ مان از خدا نمی شود برویم سمت ناپاکی ها ، رویِ مان از خدا نمی شود پیشرفت کنیم به هر قیمتی که پیشرفت می کنیم در مسیر پاکش با وسایل و نقشه های پاک که هدف خداست نه غیر آن.

 این است با خدا می توان دلبستگی های پاک و سازنده ی فروانی یافت تا با آن ها لذت ببریم از زیستنمان دلبستگی هایی که بهترینش دلبستگی به خداست . من اسم این دلبستگی ها را دلبستگی های خوشاید می گذارم.   .

به قلم محسن دیناروند


برای مشاهده این یادداشت در خبرگزاری محترم فرارو لطفا اینجا را کلیک کنید.





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: دلبستگی های خوشایند ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 15:29

گنج همین جاست

یکشنبه 13 فروردین 1396 01:57

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: عکس ها ، پیشنهاد ها ، دیگران ،

یا الله

با سلام و عرض ارادت

در این دنیایی که ما هستیم اگر چند روز تعطیلات داشته باشی و بخواهی جایی
بروی ، اگر بخواهی مشورت کنی بعید میدانم کسی باشد که به شما گتوند را
پیشنهاد کند! نه از آن جهت که گتوند مکان خوبی برای تفریح نیست! نه اصلا،
اصلا بحث این حرف ها نیست، گتوند نه بندر است که کالای ارزان داشته باشد
که توصیه اش کنند و نه شهری زیارتی است و نه صنعتی و ... مثل خیلی از از
شهر های دیگری که داریم یک شهر معمولی و صد البته که معمولی بودن یک شهر
نوع آدم هایش را معمولی نمی کند، این آدم ها هستند که می توانند یک شهر
را خاص کنند. درست مثل الان گتوند که خاص است. قیصر عزیز که که از گتوند
برخاسته هنوز هم که هنوز است پرچم این شهر را برافراشته است.  در این
دنیایی که ما ساخته ایم شاید برای برخی گتوند خاص نباشد اما برای من به
واسطه حضور قیصر نازنین زیباست، خاص است و دیدنی. آری گنج برای من
همینجاست. پیشنهاد می کنم اگر مسیرتان به جنوب کشور عزیزمان افتاد. حتما
از آرامگاه دکتر قیصر امین پور دیدن کنید که از دست دادانش واقعا حیف
است.




لطفا برای مشاهده همین مطلب در خبرگزاری فرارو اینجا را کلیک کنید!



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: قیصر امین پور ، گتوند ، پیشنهاد ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 فروردین 1396 15:57

شبی برای آرزو ها

پنجشنبه 10 فروردین 1396 20:33

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یادداشت ها ، پیشنهاد ها ، عاشقانه ها ،

در شبی برای آرزو ها

خدا هوای دل ما را دارد

 

         سلام

 

شبی دارم چراغانی، شبی تابیدنی امشب

دلی نیلوفری دارم، پری بالیدنی امشب

شبی دیگر، شبی شب تر، شبی از روز روشن تر

شبی پرتاب و تب دارم، تبی تابیدنی امشب

نه در خوابم ، نه بیدارم سراپا چشم دیدارم

....

                                                                     ( استاد قیصر امین پور)

 

امشب اولین شب جمعه ماه رجب است، اسمش را گذاشته اند لیلة الرغائب، ترجمه اش می شود شب آرزوها؛ و این خودش کلی حرف دارد و من الان چه بگویم از زیبایی این شب ، امشب یک حال و هوای دیگری دارم، یک حال و هوای خوب دارم ، خرابش نمی کنم امشب را با حرف هایم . بیا امشب طبق حکم خدا پی آرزوها باشیم، آرزو های خوب، آرزوهای دوست داشتنی که امشب خدا بیشتر هوای دل ما را دارد. امشب یک حال خوب دارم ، به بهترین و زیباترین ارزویم دارم نزدیکتر می شوم ، آدم در چنین حالی چه حالی باید داشته باشد . به قول خودم در ترانه ای که سال ها پیش در شب قدری سرودم :

« امشب از همون شباس که هواش آدمو حالی به حالی می کنه »

 

آرزوهای قشنگ بشینه تو زندگیتون و همشیه شاد باشید 

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شب آرزوها ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 فروردین 1396 00:53

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه 10 فروردین 1396 00:42

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یادداشت ها ، یا الله ،

یا الله  

نه اینكه فقط گفته باشند، بلكه این یك حقیقت مسلم ، یقینی و انكارناپذیر است كه بی نام آن یگانه مهربان،آن یگانه ای كه لطف كرده و هستی امان بخشیده ، آن یگانه ای گه در سختی ها ، كه در آسانی ها ، كه در مواجه ی با بدی ها، زشتی ها ، پلیدی ها و شیطان ها ، همیشه به او پناه برده ایم و می بریم هیچ كاری را آغازگر نباشیم كه اگر شدیم به سر انجامی نیک نمی رسیم چرا كه ره به مقصود  مطلوب نبرده ایم . و امروز این بنده كوچك نه اعتقاد دارم و نه جرأتش را كه بی نام آن معبود یگانه ی بی همتا آغاز كنم ، پس با نامش و با یادش آغاز می كنم و از همو می طلبم كه در این مسیر این توفیق را به دست من بسپارد كه همیشه و در همه حال و در هر زمان و مكان به یادش باشم و نامش را به زلف دلم و زبانم گره بزنم ( انشاءالله) . و هیچگاه مطلبی حتی به قدر كلمه ای ،  نه ، حتی به قدر حرفی بی یادش و بی رضایش نگویم ، ننویسم و نپذیرم ؛ و در این راه تنها و تنها از او ،كمك می جویم كه فقط در شأن اوست و بس و راستی تا یادم نرفته !!! چه می گویم ؟ مگر ممكن است فراموش كنم ؟  چه را ؟ توسل، آری توسل را می گویم :  در این مسیر عزیز ، در این مسیر زیبا ، در این مسیر مقدس که آغاز نموده ام من در برابر خدای خویش آنقدر ناچیزم كه به سان هیچ می ماند و البته كه هیچ و آری اكنون در این راه از خوبان خدا - معصومین (ع) -آن چهارده نور مدد بجویم و بسیار خوشحالم که بنده ی كوچك خدا امروز با این احوال این امر  را آغاز می کنم . از خدا می خواهم كه فرداها نیز مثل امروز صدای توسل همچون صدای توكل بر مناره های دلم طنین انداز با شد(انشاءالله)




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: بسم الله ، آغاز راه ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 فروردین 1396 12:32