یک کار پسندیده

سه شنبه 31 مرداد 1396 01:54

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یادداشت ها ، هنر و ادبیات ، دیگران ،


به قلم: محسن دیناروند

آخر شب بود، کانال های تلویزیون را زیر و رو می کردم که روی شبکه آی فیلم ایستادم. یک فیلم قدیمی را داشت کار میکرد. سه بچه در هشت ، نه سال که دوست بودند و دست بر قضا همسایه.

می گویند برای جذب مخاطب هر کانال چند ثانیه ای بیشتر وقت ندارد، این فیلم کار خودش را کرد و نشستم تا تهش را دیدم، هم بازیگرانش و هم داستانش و هم کارگردانی اش.

مشخص بود که داستان فیلم در هر قسمت متفاوت است و بر اصل یادگیری و یاددهی برای کودکان بنا نهاده شده و در این قسمتش که دیدم  قرار بود این سه کودک برای معلمشان یک انشاء بنویسند.

موضوع انشاء «یک کار پسندیده» بود. حالا بچه ها ی فیلم در حال و هوای کودکی اشان دست به کارهای به فکر خودشان پسندیده ای می زدند تا آن را برای آقا معلمشان بنویسند. از کمک اجباری به پیرمردی که نمی خواست از خیابان عبور کند تا آموزش شنا به طوطی! از ریختن آب در پلو برای اینکه نسوزد تا زیاد کردن شعله زیر خورشت تا زود جا بیافتد! از خوردن تنقلات فاسد برای کمک به پیرمرد فروشنده و مسموم شدنشان تا کمک کردن به بی بی خانم در آوردن زنبیل به خانه و عیادت از بیمار و خوبی دیگران را دیدن .

این بچه ها همه کار کردند، خودشان را به آب و آتش زدند تا مفهوم کار پسندیده را به ما به عنوان کودک بیاموزند و چه خوب از عهده این کار برآمدند. یک فیلم جذاب، دیدنی و آموزشی و در عین حال سرگرم کننده که خوب توانسته بود مثل منی را به تلویزیون میخکوب کند.

حتما برای شما جذاب است که بدانید این فیلم نامش «در خانه» است و جذابتر هم می شود وقتی که بدانید سال تولیدش 1365 است.

خوشحال شدم که تلویزیون ما و جامعه هنری ما در سال در دهه ی شصت یک فیلم با این قدرت فوق العاده اش ساخته است . از این دست فیلم ها هم که در در میان آثار هنری ما خوشبختانه کم نیست.

اما این سکه ما فقط روی خوشحالی نداشت که متاسف هم شدم برای انچه که در دهه ای که به شدت کودکان ما نیاز به آموزش ، یادگیری و کسب مهارت های زندگی را دارند برنامه های کودک ما پر شده از آواز و بزن و بکوب و خاله ها و عمو هاییی که خودشان هم نمی دانند چه برسد به آموزش به کودکان. از کودکی فقط ین را یاد گفته اند که دهنشان را کج و کوله کنند و دیگر هیچ.البته از کسی که با جسم بیمار یا از دست رفته پدرش سلفی می گیرد چه انتظار که احترام به پدر و مادر را بیاموزد؟

اینکه بعد از دو سه ساعت آواز و اگر غلو نباشد رقص،  یک شعر برای امام زمان(عج)  خوانده شود و صلوانی گفته شود ، این کار به تنهایی دل هیچ معصومی (ع) را شاد نمی کند که کلاه سر دین نمی توان گذاشت!

ما در حوزه کودکان و نوجوانان نه به تاسیس شبکه محتاجیم که این شبکه ها خود این کودکان را از خانواده گرفته و دور کرده ، همینکه بچه ای ساعت ها پای شبکه ای باشد ، این خودش از دست رفتن اوست.و نه به شوی خاله ها و عموها که به ساختن «در خانه ها» زیادی این روزها محتاجیم. کاش تلویزیون ما این مهم را دریابد و به این سمت و سو برود . و اگر این مهم اتفاق بیافتد قطعا یک کار پسندیده ارزشمند و آینده ساز برای جامعه ی ما خواهد بود.

برای خوانش همین مطلب در خبرگزاری محترم فرارو لطفا اینجا را کلیک کنید 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 4 شهریور 1396 18:51