فقط خدا

چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 17:12

نویسنده : محسن دیناروند
ارسال شده در: یا الله ، قرآن کریم ، عترت و حدیث ، یادداشت ها ،



به قلم : محسن دیناروند

از ابتدای جهان روزها، ماه ها ، سال ها  و سال ها و سال ها می آیند و می روند  و ما در توهم به روز شدن گم می شویم و گمان می بریم دنیای امروز ما با دنیای قرن های گذشته فرق می کند و ما در یک دنیایی با ژستی بهتر و بالاتر و به روزتر قرار گرفته ایم و راستی این چه گمان اشتباهی و چه توهم بزرگی و ای وای چه فریبِ زیبایی.

حقیقت این است که دنیا در گذر زمان اصلا تغییر نمی کند و تنها و تنها از شکلی به شکلی دیگر ظهور می یابد. انسان ها برای رفتن از مبدا به مقصد با یک وسیله جابه جا می شوند، یک زمانی این جابه جای با پا بوده و زمانی دیگر با حیوان و یک زمانی با کشتی و این روزها با مشین ، قطار ، هواپیما و فردا را نمی دانیم فعلا. حتی این روزها ماشین ها مدشان روز به روز بالا و بالاتر می رود اما نکته دقیقا همین جاست اصل جابه جایی انسان تغییر نمی کند.

همواره  بالانشینانی بوده اند که روزی با ارابه می رفته اند در حالی که مستضعفانی همان زمان به برگی برده شده اند در زمان اکنون که هنوز بالا نشینان با ماشینهایی می روند که اسم مدلش را عموما از زیدی کلاسش نمی دانیم و هنوز مسضعفانی هستند که پا برهنه با ععناوین دیگر به بردگی می روند ، پس این اصل در طول تاریخ همواره بوده است که بالانشینانی همیشه در مقابل مستضعفانی قرار گرفته اند.

همواره در طول تاریخ شهوت ها ، فسادها، تفرقه ها، جنگ ها، ظلم ها و بی اخلاقی ها و تلخی ها و ناپاکی ها و ناسالمی ها  بوده است فقط شکلش و وسایلش و افرادش فرق کرده اند همانطور که در طول تاریخ خوبی ها، اخلاق مداری ها، عدالت ها، وحدت ها، صلح ها، انقلاب ها و شیرینی ها  بو ده است و فقط شکلش، وسایلش و افرادش فرق کرده اند.

پس اگر بپنداریم با پیشرفت فناوری و دستیابی به امکانات پیشرفته تر جهت رفاه بیشتر دنیای امروز با دنیای دیروز فرق دارد تغییر کرده و فردا نیز تغییر می کند، قطعا به پنداری اشتباه رسیده ایم..

توجه به واقعیت دنیا در طول زمان ها ما را به این مهم می رساند که دنیا در میان دو جبهه خوبی و بدی همیشه قرار گرفته است و جز این نیست. نمی توان در نبرد حسین(علیه السلام) و یزید به کناره ای رفت و گفت با یزید نیستم  پس خوبم!  نه ! با این فریب نمی شود خدا را فریفت. وجه اشتراک انسانی که در لشکر یزید نیامده  در حای که با حسین(علیه الیلام) هم نیست با کسی که در لشکر یزید سکونت کرده در بدی و کمک به بدی هاست.

در جبهه ی خوبی ها رضایت الهی شرط عضویت است و هدف نهایی کسب رضا و قرب خداست و در جهه ی بدی ها این رضایت الهی مفهومی ندارد خواه ضدیت باشد با این آرمان یا خواه بی تفاوتی با هر دلیلی و توجیهی.

بدی خوبی نمی زاید و خوبی بدی هم. پس نمی توان با بدی به خوبی رسید. نمی توان در شهوت ها غرق شد و به رستگاری فکر کرد ؛ نمی توان در بی دادگاه به عدالت رسید، نمی توان با فقر ثروت تولید کرد، نمی توان با جنگ، صلح آفرید و با دروغ صداقت را نمیوان چید. این یک اصل است که بدی بدی آورد و خوبی، خوبی را.  و غیر این نیست که هر کس این را گفت یا دروغ می گوید یا قصد فریب دارد یا یک کاسه ای دارد زیر نیم کاسه ای.

ما مدعی هستیم، نه یک مدعی ساده و بی دست و پا، که یک مدعی تمام عیاربا تمام آرمان هایش و آرزوهای خوب و زیبایش. ما مدعی حضور در جبهه ی خوبی هاییم. ما با این ادعای سنگین چرا گم می  شویم در اردوگاهی چبهه ی مقابل؟

گاهی دل می بندیم به دروغ ها برای به پیروزی رسیدن ها، دل می بندیم به رفاقت بازی ها ، به بی عدالتی ها. گاهی دل می بندیم، سخت، به شهوت ها و لذت ها ، دل می بندیم به قدرت ها، به شرق ها و غرب ها، دل می بندیم به تیترهای سیاه روزنامه ها و پیام های تلخ و وحشت زده ، دل می بندیم به سیاست بازی ها به باندبازی ها، به چپ ها و راست ها ، دل می بندیم  به خانه ها ، پول ها و صفر های جلوی یک ثروت هایمان، دل می بندیم به خرافه ها و تبلیغ ها، دل می بندیم به مقام ها  و ریاست ها ، دل می بندیم به کینه ها و تهمت ها و غیبت ها، دل می بندیم به فریب های پر نیرنگ  و بی فکر ی ها ، تزویر ها با نام دین و شیطان ها،  دل می بندیم  به هزاز هزار چیز ساده ی وسوسه انگیز دیگر با هزار دلیل و توجیه بی خود و بی جهت.

در این میان گم می شویم میان یک دنیای ناپاکِ تاول زده ای که اگر بترکد از بوی تعفنش ، خودمان که هیچ، جهانی خفه می شود.

چرا گاهی فراموش می کنیم اصل کار را؟ من مانده ام چرا فراموش می کنیم خدا را؟ به خدا قسم که بی خدا نمی توان به خوبی رسید همانطور که نمی شود بی نور در دل تاریکی ها ، روشنایی آفرید و همانطور که عشق نفرت نمی زاید. عشق، عشق می سازد.  نفرت نتیجه ی عشق نیست، هرکس از کسی نفرت یافت بی شک عاشقش نبوده که توهم عشق داشته است. پس خدا خوبی ها را  می آفریند و بدی ها از بی خدایی هاست. 

از ماجرای یوسف(علیه السلام) می فهیم برای حضور در جبهه ی راستین خوبی ها به خدا سخت محتاجیم. اینک اگر از ته دل و جان به خوبی و خوب شدن و زیبایی فکر می کنیم و هدفی و نیتی جز رسیدن به خوبی ها نداریم باید فقط و فقط به خدا دل ببندیم، فقط خدا ...

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (۱) اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (۳) مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ (٤) إِیِّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ (۵) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (۶) صِرَاطَ الَّذِینَ أَ نْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّآلِّینَ (۷)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر (۱) ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. (۲) (خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (۳) (خداوندی که) مالک روز جزاست. (۴) (پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم. (۵) ما را به راه راست هدایت کن... (۶) راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.(7)

 برای خوانش این یادداشت در خبرگزاری محترم فرارو لطفا اینجا را کلیک کنید!




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: فقط خدا ، یادداشت ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 17:20