تبلیغات
وبلاگ رسمی محسن دیناروند - خدا، ما و بت پرستی های پنهان
 
وبلاگ رسمی محسن دیناروند


به قلم : محسن دیناروند


اجازه بدهید که  سخن را با این پرسش که«عبادت چیست؟» آغاز کنم. برای عبادت تعاریف متفاوتی آمده است که می توان خلاصه ی آن ها  را به این طریق بیان نمود که  به مجموعه ای از فعالیت های انسان  که به قصد قرب الی الله مطابق با احکام دین انجام می دهد عبادت گفته می شود.

اما در این تعریف یک اشکال بزرگ هست و آن نادیده گرفتن نیمه دیگر ماجراست. یعنی نگفته ایم پرستش چه نیست؟ و روشن نساخته ایم آنچه پرستش نیست، چه هست؟

اینک بنا را بر بحث در مورد تعریف عبادت از زاویه ی روانشناسی و جامعه شناسی بگذاریم تا به پاسخی درست در مورد تعریف عبات به تعریفی جامع تر دست یابیم.

تعلق یعنی دلبستگی داشتن و آویخته شدن از چیزی یا کسی ، و این یعنی پیروی کردن خواسته یا ناخواسته از چیزی یا از کسی و در کل از موجودی.

وابستگی هم به معنای ارتباط ، علاقه، پیوستگی به یک موجود است.

بر اساس این دو واژه کلیدی روانشناسانه انسان بدون هیچ استثنایی دارای دو ویژگی مهم تعلق و وابستگی است. به عبارت دیگر انسان بر اساس فطرتش به لحاظ روحی و روانی به موجود یا موجوداتی دیگر از غیر خود احساس تعلق دارد و خود را وابسته می داند و به این تعلق و وابستگی علاقه نشان می دهد.

بحث از آنجا به حوزه جامعه شناسی کشیده می شود که یک جامعه به سمت یک سری تعلق ها و وابستگی های مشترک می رود. 

اینک می توان این سوال را مطرح کرد که چرا انسان ذاتا به سمت عبادت گرایش دارد ؟ بله علت را می توان در همین دو احساس فطری انسان یعنی تعلق و وابستگی دانست. بر همین اساس می توان به یک تعریف جامع از عبادت رسید و آن اینکه عبادت یعنی احساس تعلق و وابستگی انسان به موجود یا موجودات دیگر.

اینک انسان در نگرشی جهان بین محور به دو سمت می گراید سمت اول خدا و سمت دوم هر موجودی غیر از خدا. طبق این تقسیم بندی ما شاهد دو نوع عبادتیم اول خداپرستی که یعنی احساس تعلق و وابستگی انسان به خدا و نوع دوم هم احساس وابستگی و تعلق به غیر از خداست که می توان از اصطلاح رایج بت پرستی برای آن استفاده کرد.

  در خداپرستی، انسان از آنجا که خود را متعلق و وابسته به خدا می داند و به این مهم ایمان هم دارد، برنامه زندگی فردی اش را و یک جامعه ی خداپرست برنامه ی زندگی اجتماعی اش را بر اساس شریعت الهی و نیت های خالص و پاک الهی می چیند و در عمل هم مطابق آن پیش می رود. هر چه این تعلق و وابستگی بیشتر باشد به همان اندازه عبادتش در نوع خداپرستی خالصانه تر و پاک تر می شود.

برای مثال در مسئله نماز بسیاری این آفت را مطرح می کنند که ما در زمان نماز با حواس پرتی و یا مشوش شدن افکار و یا رسیدن مسائل مختلف به ذهن مواجه ایم. بله درد دقیقا همین جاست که احسای تعلق و وابستگی به خدا در ما کم است. حواس ما در نماز به همان اندازه پی خداست که خود را متعلق و وابسته به او می دانیم. پس مسئله، مسئله تعلق و وابستگی است.

اگر ما به این باور رسیده باشیم که همه مشکلات ما از طرف خدا حل می شود و همه مسائل دست خداست و ما متعلق و وابسته به همین خداییم پس چه نیازی هست در نماز که اوج بندگی است حواسمان پرت این و آن شود ؟

یا مثال زیبای دیگر همین مسئله مهم شهادت طلبی است، این شهادت طلبی از چه ناشی می شود؟ بله مسئله، مسئله تعلق و وابستگی ما به خداست. انسانی که خود را متعلق و وابسته به خدا می داند و دانستنش به باور قلبی رسیده وجسمش را و جانش را در مسیر الهی به خودِخدا می سپارد وهدیه می کند و اینگونه با شهادتش  این باور قلبی را در عمل پیاده می کند و این مسئله شهادت در باب عبادتِ خداست.

نوع دوم عبادت که بیان شد بت پرستی است که در تعریف آن ذکر شد، بت پرستی احساس تعلق و وابستگی به هر موجود ی غیر از خداست. همانطور که در تعریف آمده است برخلاف خداپرستی که به علت یکتایی خدا یک مدل و یک چهره دارد، اما بت پرستی به علت تعدد فراوان موجودات غیر خدا مدل ها، حالت ها، چهره ها و روش های متفاوت و فراوانی دارد.

قدیمی ترین مدل بت پرستی ساختن و پرستش تندیس های سنگی و یا گاها چوبی یا فلزی از شکل های مختلف انسان ، حیوان یا موجودی خیالی است. این مدل بت پرستی این روزها خیلی کم است و شاید بتوان گفت دیگر هم نیست و سفره اشان با تبر حضرت ابراهیم (علیه السلام) و با همان تحلیل برچیده شد.

خورشید پرستی، حیوان پرستی بعدها به مدلهای بت پرستی افزوده شدند و مدل های دیگر هم به مرور آمدند. اما سه مدل از بت پرستی که تقریبا همیشه بوده و متاسفانه همیشه هم پنهان مانده است را می توان ثروت پرستی، شهوت پرستی و انسان پرستی برشمرد.

کار یک فرد و یک جامعه وقتی به جایی می رسد که تمام معیارهایش مادی است و ثروت، حرف اول برتری ها و قدرت هاست ، این چیست جز ثروت پرستی؟

وقتی یک فرد و یک جامعه دائما درگیر شهوت ها و لذت هاست ،شهوت ها و لذت های قدرت طلبی، باند بازی، سیاسی بازی، رابطه بازی، دروغ گویی ها، تهمت ها، ریاکاری ها، تمسخر ها و فساد های فراگیر و هزاران شهوت گفته و نگفته ، رفته و نرفته دیگر و در مرداب این شهوات گرفتار شده است این چیست شهوت پرستی؟

اما دردآورترین و فاجعه بارترین نوع بت پرستی انسان پرستی است. اگه در ثروت پرستی و شهوت پرستی ممکن است انسان بر ثروت و شهوت سوار باشد اما در انسان پرستی این چنین نیست. بت های سنگی و فلزی هم جان حرف زدن ندارند. در انسان پرستی فاجعه و درد نگفتنی است.

شکستن این بت های ثروت ، شهوت و انسان به مراتب سخت تر و مشکل تر از بت های دیگر است هرچند این ها هم شکستنی اند.

 و اما اینجا می خواهم از یک بت پرستی بسیار خطرناک، ویرانگر و البته فراگیر شده در امروز سخن بگویم و درباره اش به بحث بنشینم.

ما گفتیم یک خدا پرستی داریم و بی نهایت بت پرستی و شمردیم که ثروت پرستی، شهوت پرستی و انسان پرستی از بت پرستی های مدرن هستند، هرچند از قدیم بوده اند و از این لحاظ که امروز این سه بت پرستی رونق بیشتر دارند از آن ها به عنوان بت پرستی مدرن استفاده می کنیم. این سه را و همه مدل های بت پرستی را می توان بت پرستی آشکار نامید به عنوان مثال فردی یا جامعه ای تنها معیارش را ثروت می داند و زندگی اش را بر همین اساس می چیند و حرفش ثروت است و حرف از خدا نیست بلکه گاهی در مقابل خدا هم قرار می گیرد.رو راست در مقابل خدا می ایستد. این می شود بت پرستی آشکار.

«إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ[1] الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجدَ لَهُمْ نَصِیراً»؛[2] منافقان در پائین‌‏ترین و نازل‌ترین مراحل دوزخ قرار دارند و هیچ‌گونه یاورى براى آنها نخواهى یافت.

این آیه  از یک مدل بت پرستی دیگر پرده بر می دارد و آن بت پرستی پنهان است. بت پرستی پنهان چه تعریفی دارد؟ آری همانطور که از این آیه شریفه مشخص است نفاق را بت پرستی پنهان می دانیم.

علت پیدایش آن این است فرد یا جامعه به حدی از بلوغ فکری رسیده است که باور به وجود یک خدا یک امر پدیهی می داند؛ از طرفی بین خدا پرستی و منافع شخصی خود تضاد می بیند و خدا را مانع رسیدن به منافع می داند و از طرفی دیگر به علت آگاهی از یکی بودن خدا و ویژگی های خدا نمی تواند و نمی خواهد خدا را کنار بگذارد و نبیند.

اینجاست که در فرد یا جامعه یک دوگانگی بزرگ رخ می دهد. خدا یا غیر خدا؟  در بت پرستی آشکار غیر خدا انتخاب می شود. اما اینجا منافق یا منافقین یگانگی خدا را می دانند ولی از منافع غیر خدایی ااشان هم نمی توانند عبور کنند. اینجاست که در این جبهه قرار بر کنار گذاشتن خدا یا غیر خدا نیست که هم خدا و هم غیر خدا را بر می گزیند به این صورت که در اصل متعلق و وابسته به غیر خداست ولی در ظاهر امر خود را وابسته  و متعلق به خدا نمایش می دهد.

برای مثال عبادت خدا را می کند ولی دروغ هم می گوید، تهمت هم می زند و ... این مدل از بت پرستی که بت پرستی پنهان هست و بر اساس همین آیات قرآن که ذکر آن رفت به علت دوگانگی اش بسیار پیچیده است و حتی گاهی کسی گرفتار این وضعیت است و خودش هم نمی داند!

بر اساس همین ایات شریفه که ذکر آن رفت بت پرستی پنهان بد ترین نوع بت پرستی است چرا که به نام دین و خداپرستی در طول حیاتش دست به تغییر دین می زند و تا جایی پیش می رود که از دین ناب  به صورت کلی فقط جز نامی چیزی نمی ماند و از همین جهت این مدل از بت پرستی برای ما خطرناکترین مل بت پرستی است.

با توکل بر خدا و خواستن از او و تلاش برای دستیابی به شناخت دقیق از دین از طریق روش درستش و به دست اصحاب فنش ان شاالله در مسیر صحیح خداپرستی قدم بزنیم و از خدا بخواهیم که مراقب ما باشد تا گرفتار بت پرستی ها مخصوصا از نوع پنهانش نشویم که  «...فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»(آیه 4 سوره ابراهیم) «پس خدا هر كه را بخواهد بى‏ راه مى‏ گذارد و هر كه را بخواهد هدایت مى ‏كند و اوست ارجمندِ حكیم»

 

 

 



نوع مطلب : یا الله، قرآن کریم، عترت و حدیث، آموزش و پژوهش دینی، یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار تلگرام